قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
853
تاريخ الفي ( فارسى )
تن بود كه بر قتل حسين اتّفاق كرده بودند - و در كامل التواريخ چنين مسطور شده كه اين صورت در مجلس ابن زياد واقع شده ؛ و اللّه اعلم . پس يزيد روى به امراى كوفه كرد كه : حسين را چگونه كشتيد ؟ زحر « 1 » بن قيس - و به روايتى شمر ذى الجوشن - آغاز تكلّم كرده گفت : اين شخص با چندى از اقربا و شيعهء خويش به كربلا فرود آمده بود و ما با لشكر گران متوجّه او شديم و چندانكه او را به بيعت تو و متابعت پسر زياد خوانديم اجابت نكرد تا بر او حمله كرديم و به اندك فرصت دمار از وى و لشكر وى درآورديم و سرهاى ايشان بريديم و تنهاى ايشان بر خاك افكنديم . حال اجساد ايشان در آن صحرا افتاده . « 2 » يزيد زمانى نيك سر در پيش افكنده هيچ نگفت . بعد از آن طشت زرّين طلبيده فرمود تا سر حسين را در آنجا نهادند و پيش وى بردند . چوبى بر دست گرفته اشاره به ثناياى امام حسين مىكرد و مىگفت : حسين ! چه لب و دندان نيكو داشتهاى ! « 3 » خوارزمى آورده كه در آن زمان كه يزيد چوب نى به لب و دندان امام حسين حواله مىكرد سمرة بن جندب كه از كبار اصحاب سيّد ابرار بود در آن مجلس حاضر بود آواز بر كشيد كه : قطع اللّه يا يزيد . خداى دست تو را ببرد اى يزيد . مىخواهى چوب بر جايى زنى كه چندين مرتبه مشاهده كردم كه حضرت رسالت پناه ، صلّى اللّه عليه و آله ، بر آن بوسه مىداد ؟ يزيد در غضب شده گفت : اى سمره ! اگر صحبت تو با رسول خدا مانع نمىشد هر آينه تو را مىزدم . سمره گفت : طرفه حالتى است كه ملاحظهء صحبت من با آن حضرت مىكنى و رعايت فرزند او بدين نوع به جاى مىآرى . حاضران از اين سخن در گريه افتادند . آخر الامر سمره را از آن مجلس بيرون بردند و يزيد خود را به سخنى ديگر مشغول كرد . و مخفى نماند كه در اكثر تواريخ محقّقين - چنانچه سابقا قلمى شد - آن است كه سمره پيش از اين قضيّه در بصره وفات يافت ، مگر اين سمرة بن جندب ديگر باشد ؛ « 4 » و اللّه اعلم بحقايق الامور .
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : حرّ . ( 2 ) . طبرى خطابهء كامل زحر را ثبت كرده است ؛ - تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 347 . اين گزارش به قدرى ساختگى و مشمئزكننده بود كه يزيد به محض شنيدن آن گفت : خدا پسر مرجانه ( ابن زياد ) را لعنت كند ، من راضى به قتل حسين نبودم . ( 3 ) . گويند همان وقت كه با چوبدستى بر دندانهاى امام ( ع ) مىزد ، سه بيت مىخواند به اين مضمون : كاش بزرگان من كه در بدر حاضر شدند و گزند تيرهاى قبيلهء خزرج را ديدند ، امروز در اين مجلس حاضر بودند و شادمانى مىكردند و مىگفتند يزيد دستت شل مباد ! به آل على پاداش روز بدر را داديم و كين خود را از آنها گرفتيم . ( 4 ) . سمرة بن جندب از همكاران معاويه بود و در همه جا در گسترش ستم و سياهى ، او را يارى مىكرد . وى در زمان رسول اللّه ( ص ) به نفاق و سركشى معروف بود ؛ - باقر شريف القرشى ، زندگانى حسن بن على ، ج 2 ، ص 235 .